پرنیان پرنیان ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه سن داره

پرنیان عشق بابا و مامان

10 ماهگی نفس مامان

1391/8/16 3:01
880 بازدید
اشتراک گذاری

                                              deborah.mihanblog.com   

                        قلب فرشته کوچولوی مامان 10 ماهگیت مبارک قلب

عزیز دل من 10 ماه از با هم بودنمون گذشت. چقدر زود....

این ماه, ماه مریضی تو بود ,وای که چه روزای سختی بود برای هممون.

 اول از همه با سرماخوردگی و عفونت شدید گوشت شروع شد, تقریبا 10 روز

 طول کشید و تو کلی اذیت شدی عشق مامان, تازه دو روز بود که حالت

خوب شده بود که تو دوباره مریض شدی,اسهال و استفراغ شدید, اونقدر شدید

 که قرار بود توی بیمارستان بستری بشی که خدا رو شکر این اتفاق نیوفتاد.

 تازه مریضی تو واگیر داشت  و من و مامان جون و باباجون و خاله فائزه و خاله

سحر هم مریض شدیم, ولی مریضی تو خیلی ادامه پیدا کرد من و تو سه روز

خونه مامان جون موندیم و زحمت کشیدن از تو مراقبت کردن, چهار پنج روز

دیگه هیچ غذایی نخوردی و من فقط به تو شیر دادم تو هم مدام گریه کردی و نق

زدی , آخه خیلی اذیت شدی گلم ,الهی بمیرم که تو اینقدر زجر کشیدی

 مامانی الانم کلی لاغر شدی اونقدر که النگوهات از دستت بیرون میاد, تو این مدت

 خیلی کم حوصله شدی حتی حوصله شیطونی کردن هم نداری و دیگه از اون

خنده های شیرینت هم خبری نیست, عسل مامان روزهای خیلی بدی بود چند

شب بود که بالای سرت میشستم و گریه میکردمگریه گریهآخه طاقت دیدنت با این

 حال و روز رو نداشتم مخصوصا وقتایی که بعد از کلی استفراغ بی حال میشدی

و خواب میرفتی خیلی بد بود خیلی ......

 الهی که زود زود خوب بشی مامانی. 

حالا از مریضی و این حرفا بیایم بیرون, راستی تو این ماه 2 تا دیگه از مرواریدهای

 خوشکلت بیرون اومدن و تو الان دختر 6 دندونه ی منی ,4 تا بالا و 2  تا پایین,

وای وقتی میخندی محشر میشی با اون دندوناتنیشخند, تازه با اون دندونای تیزت

 دندونایی میگیری که بیا و ببین, تا حالا چند بار من و بابایی رو گاز گرفتی

تازه بعدشم کلی میخندیعجب بلایی هستی ها... پلک

حالا دیگه دستتو به هر جایی که پیدا کنی میگیری و بلند میشی وایمیستی و

من مدام باید مراقبت باشم که نیوفتی. جاروبرقی هم که شدی روی زمین چهار

 دست و پا میریEmoticon و هر چی سر راهت باشه برمیداری و سریع میزاری تو

دهنت که من نبینم, اگر هم از دستت بگیرمش کلی ناراحت میشی و

گریه میکنی.

تو این ماه دد و اک میگی و وقتی میری بیرون بای بای میکنی.

راستی یه کار جالب که یاد گرفتی اینه که دهنتو باز میکنی و لباتو میذاری رو

صورت من,آخ الهی من فدات بشم که مثلا اینجوری منو بوس میکنی جیگرمماچ.

اونوقت منم میگیرم و هزارتا بوست میکنم عسلی من.

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

خاله فائزه
16 آبان 91 23:41
راست میگه مامانت شبی که حالت خیلی بد بود همه مون کلی گریه کردیم ولی خداروشکر که خوب شدی عزیز خاله خیلییییییییییییی دوست دارم امیدوارم هیچ وقت دیگه مریض نشی
alireza
30 آبان 91 9:48
وای چقد با مزه و با نمک خیلی خوب بود تا حالا وبی رو با اینهمه هیجان نخونده بودم چه ایده ی جالبی ایشالا نی نی کوچولوتو 120 سال سالمو زنده البته به همین با نمکی بمونه آمــیـــن
samane
7 آذر 91 22:44
تبادل ایا؟