نوروز 92
سلام جیگر طلای مامان, خوبی عروسک قشنگم؟
یک سال و چهار ماهگیت مبارک![]()
ببخشید از این همه تاخیر برای گذاشتن این پستا 
نوروز امسال موقع سال تحویل همگی خونه مادربزرگ من که بهشون میگیم بی بی
بودیم ( خونواده خودمون, خاله ها و دایی های من با بچه هاشون)
چون سال تحویل ساعت 2 ظهر بود ناهار اونجا بودیم و سبزی پلو با ماهی خوردیم
که خیلی هم خوشمزه بود . بعد هم سریع از سر سفره نهار پا شدیم
رفتیم سر سفره هفت سین بعد هم که دیگه تحویل سال جدید اونم دسته جمعی
خیلی کیف داد . و بازار روبوسی
هم بعد از اون حسابی گرم بود اونقدر
شلوغ پلوغ شد که همه قاطی کرده بودن ![]()
البته روبوسی همه با تو که حسابی مخصوص بود آخه همه به خاطر اینکه
تو سیدی دوست داشتن اول تو رو ببوسن
الهی من فدات شم عسلی من
بعد هم که دیگه نوبت عیدی گرفتن شد و تو حسابی پول جمع کردی خلاصه
خیلی خیلی خوش گذشت.
راستی همون شب هم تولد یک سالگی فاطمه (دختر دایی من) بود آخه روز
اول فروردین به دنیا اومده که همونجا براش تولد گرفتن الهی که مبارکش باشه
دختر قشنگم
امسال دومین سالیه که تو سال تحویل کنارمون هستی من
سر سفره هفت سین موقع تحویل سال خدا رو به خاطر وجود فرشته نازنینی
مثل تو در کنارمون شکر کردم و برای سلامتیت دعا کردم ,دعا کردم که امسال
یه سال پر از اتفاق های خوب برای تو و من وبابایی باشه آمین.
پرنیان کنار سفره هفت سین


پرنیان در حال خوردن سنجد های سفره(یواشکی)

مثلا میخوای بگی تو بر نداشتی ولی لپاشو ببین


مثل اینکه زیاد هم از مزه اش خوشت نیومده

پرنیان و دختر دایی های من ستایش و حنانه

پرنیان ,خاله سحر , ستایش و حنانه

پرنیان بغل بابا جون و خاله سحر


پرنیان و فاطمه که تولدشه بغل دایی حمید(دایی مامان)





نوروز 92 

